خرید بک لینک
کتاب: دنیای سوفی نویسنده: یوستین گردر مترجم: مهسا غفاری در این کتاب، برگزیده نظریات و سخنان مهم فیلسوفان بزرگ جهان از سههزار سال پیش تاکنون جمعآوری و تغییر و تحولاتی که علم فلسفه در طول قرنها شاهد آن بوده بهطورخلاصه نمایش داده شده است. نویسنده با زیرکی و خلاقیتی بیهمتا تاریخ فلسفه جهان را همزمان با داستانی هیجانانگیز درباره سوفی و دوست مخفیاش به تصویر میکشد. شاید به همین دلیل است که «دنیای سوفی» یکی از پرفروشترین و معروفترین کتابهای شناختهشده

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

دلقکماهی ماهی ماندارین یکی از زیباترین گونهها، ماهی ماندارین به حساب میآید که در اقیانوس آرام، بسیار دیده شده است. رنگهای سبز و آبی در این ماهی، زیبایی منحصربهفردی را به این آبزی بخشیده است. او یکی از فعالترین گونههای آکواریومی به حساب میآیند و طول عمری حدود ۱۵ سال دارد. دلقک ماهی، جایگاه دوم از زیباترین ماهیهای جهان را به خودش اختصاص داده و با رنگ نارنجی و سفید، با نام نمو هم از این گونه یاد میشود.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

مادربزرگم از کار روزانهشان برایم میگفت. از همان صبح زود بیدارشدن. کار را با تمیز کردن لولههای چراغ گردسوز، شروع. اول رسیدگی به حیاط، نظافت و آبیاری گیاهان، بعد اتاقها و درنهایت، آشپزخانه که قلب خانه محسوب میشد، برعکس الان که آشپزخانه کنار درِ خانه است! میگفت اگر کسی سرزده بیاید، اول حیاط را میبیند که باید مرتب باشد، اگر خواست بماند و عجله برای رفتن نداشت و وارد منزل میشد، اتاقها را. چراغها باید دوده شب قبل که به آنها مانده، گرفته، حبابش تمیز، نفت

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

خیلی ساله که زندگیم یهجوری شده. توی خواب، بیدارم و توی بیداری خواب! توی خواب طوری زندگی میکنم که از بیداری واضحتر و روشنتره. تقریبا اکثرش هم مامان و خواهرها هستند. عجیب اینجاست که از وقتی مامان به رحمت خدا رفته، این وضعیت همچنان ادامه پیدا کرده. از بین کسانی که فوت کردهاند و به خوابم میآیند، تنها کسیه که هر بار به شکلی، ظاهر میشه، دقیقا عین زمان زنده بودنش. اوایل حیرت میکردم، اما الان دیگه طبیعی شده.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

روز جهانی زن (هشتم مارس) را به بانوان باایمان، روشنفکر و قدرتمند کشورم که نور وجودشان، راهگشای زندگی من است، تبریک میگویم. آن مخدره خدر خاص، آن مستوره اخلاص، آن سوخته عشق و اشتياق، آن شيفته قرب و احتراق، آن گمشده وصال، آن مقبول الرجال ثانيه مريم صفيه، رابعه العدويه رحمةالله عليهما. اگر کسی گويد ذکر او در صف رجال چرا کردهای گويم که خواجه انبيا عليهم السّلام میفرمايد: انّ الله لاينظر الی صورکم الحديث.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

یکی از علاقهمندیهای بابا، رفتن به درایوین سینما بود. از همون بچگی هیچوقت فراموش نمیکنم؛ یک محیط کاملا دلنشین که آدم برای رفتن به اونجا مرتبا روزشماری کنه. اکثریت توی ماشینها مینشستند تا فیلم رو تماشا کنند و با بلندگوهایی که در زمین تعبیه شده بود و یا گوشیهایی که در اختیار قرار داده میشد، صدا را گوش میکردند، ولی بابا جلوی ماشین زیراندازش رو میانداخت و همونجا دراز میکشید. خوراکیها رو دورش میچید تا زمان تماشای فیلم، حسابی بهش خوش بگذره.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

خدا، کسی که با نامی که برایش انتخاب کردم (زیبای بیهمتا) و در جایجای وبم استفاده، بسیار دوستش دارم و هرچه یادم هست، چون فقط او را قبول داشتم، جز خودش به کسی (امامان) متوسل نشدم. اما دیگر بهایی به او نمیدهم. از بینیازیش در قرآن بسیار گفته. کسی که کون و مکان را خلق کرده، باز محتاج تشکر من است؟ میگوید بینیازم. عجیب است، من درحالیکه بندهای ناچیزم نیازی حس نمیکنم به اینکه کسی تقدیرم کند و بیتوقعام.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

از ایام عید، بهخاطر کارهای دست وپاگیر و اجباریش خوشم نمیاد. مخصوصا رفت و آمدهایی که ملزم به انجامش هستیم. همیشه دوست دارم، برای خودم باشم و از زمان، لذت ببرم. کارهای مربوط به خونه انجام شده و هیچ دغدغه فوقالعادهای نداری، هوا خوبه، میتونی بهترین استفاده رو کنی، اما امکانپذیر نیست، حتی به شکلی در بچگی. یک سال، مامان و بابا قبل از عید رفتند سفر. من و سعید و مینو، با مادربزرگم توی خونه تنها بودیم.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

سال آخر دبیرستان خیلی بهمون خوش نگذشت. باید شیطنت و بازیگوشی رو کنار میگذاشتیم و حسابی درس میخوندیم. امتحان نهایی، بعد هم کنکور شوخی نبود. تمام وقتمون توی مدرسه به بحث و گفتگو درباره درسها میگذشت. فقط توی ساعت ورزش، فرصت میکردیم کمی بازی کنیم. من هم تلاش میکردم تا به بقیه برسم. به معدل بالا فکر نمیکردم، فقط میخواستم بدون تجدیدی و تک ماده، یهضرب قبول بشم. اگر عقل الانم رو داشتم یا میدونستم چه آیندهای در انتظارمه، یه کاری میکردم که به طور کل

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

تو کجایی تا شوم من چاکرت چارُقت دوزم، کنم شانه سرت جامهات شویم، شپشهایت کُشم شیر، پیشت آورم ای محتشم دَستکت بوسم، بمالم پایَکت وقتِ خواب آید، بروبم جایَکت ای فدای تو همه بزهای من / ای به یادت هیهی و هیهای من، سلام بر خدا، زیبای بیهمتا. عجب اسمی برایت انتخاب کردم و از آن در جایجای وبلاگم استفاده. با نامت شروع و با یادت به پایان میرسانم. در جایی پا نهادم که غیر از دنیایت بود و بسیار کمکم کردی تا گمراه نشده و به بیراهه نروم.

برچسب: نویسنده: لیلا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:07

صفحه بندی